گروه تاريخي: در حالي که 2 سال از آغاز جنگ جهاني دوم ميگذشت در روز سوم شهريور 1320 نيروهاي متفقين با حمله گسترده به ايران، کشورمان را اشغال کردند.
يکي از رخدادهاي تلخ که در حافظه تاريخي ملت ايران ماندگار شده است و به دست فراموشي سپرده نميشود، اشغال ايران توسط متفقين در جنگ جهاني دوم است که به بهانههاي واهي، از شمال و جنوب، ايران را مورد تجاوز قرار دادند و براي 6 سال در ايران ماندند، هر چند نيروهاي ارتش سرخ شوروي ديرتر از نيروهاي انگلستان ايران را ترک کردند.اما علت اصلي تجاوز نيروهاي شوروي و انگلستان به ايران چه بود؟ اين حمله داراي پيش زمينههايي بود که بايد به آن پرداخته و تأثيرات آن نيز بررسي شود.جنگ جهاني دوم با حمله آلمان نازي به لهستان در روز اول سپتامبر 1939 ميلادي مصادف با 9 شهريور 1318 هجري شمسي آغاز شد و دو روز بعد از اين تاريخ انگلستان و فرانسه با اعلان رسمي جنگ به آلمان، مهيبترين جنگ تاريخ را آغاز کردند.
جنگ، خيلي زود چهره جهاني به خود گرفت چون علاوه بر درگير شدن کشورهاي زيادي در دو آرايش متفقين و متحدين، بخش وسيعي از جهان شامل تمام اروپا (به استثناي سوئيس) شمال آفريقا، روسيه و قسمت مهمي از آسيا در کنار اقيانوسها و درياهاي جهان، صحنه نبردهاي متعدد شدند. در اين ميان خاورميانه با توجه به موقعيت استراتژيک خود اهميت ويژه يافت و مانند جنگ اول، خليج فارس براي هر دو گروه نقش کليدي ايفا ميکرد. نفت خليج فارس همچون جنگ جهاني اول در نبرد دوم نيز از نقش تعيين کنندهاي برخوردار بود، بنابراين انگلستان که منطقه را در اختيار داشت حاضر نبود به هيچ قيمتي خطري از سوي دشمن متوجه نفت خوزستان شود.
از سوي ديگر آلمان هيتلري نيز براي اين قسمت از جهان برنامههاي ويژهاي داشت. اقدامات»رشيد عالي گيلاني« (عامل آلمانيها در عراق) و حضور پر رنگ مأموران آن در ايران به همين منظور باز ميگشت. متفقين نه تنها از آلمان بلکه از حضور دشمن خطرناک ديگري يعني ناوگان دريايي ژاپن که به نفع متحدين وارد جنگ جهاني دوم شده بود هراس داشتند. بنابراين به دقت مراقب اوضاع در خليج فارس بودند.
وقتي در 22 ژوئن 1941 مطابق با اول تير 1320، ارتش آلمان بدون اعلان جنگ تهاجم وسيع خود را به خاک اتحاد جماهير شوروي آغاز کرد، خليج فارس به يکي از مهمترين مناطق استراتژيک تبديل شد. آلمانيها قصد داشتند به منابع غني قفقاز دست يابند و در اين صورت ماشين جنگي آلمان علاوه بر تأمين نيازهاي آذوقه و سوختي خود، ميتوانست بينالنهرين را تهديد کرده و سرانجام بر خليجفارس و نفت آن دست يابد و در صورت تحقق سرنوشت جنگ را به سود خود رقم زند.
عليرغم اينکه جاسوسان انگليسي خبر از حمله قريبالوقوع آلمان داده و چرچيل آن را به اطلاع مسکو رسانده بود، زمامداران شوروي در مقابل اين حمله مهيب غافلگير شدند. آنها براي مقابله مؤثر نياز به 6 تا 7 ميليون نفر نيروي نظامي، سوخت، آهن و آذوقه کافي داشتند که فاقد آن بودند. استالين به چرچيل پيشنهاد کرد تا جبهه دومي عليه آلمان در اروپا توسط متفقين گشوده شود تا ارتش آلمان متوجه آن جبهه شده و از فشار خود در نبرد روسيه بکاهد.چرچيل، عليرغم اينکه به خوبي آگاه بود در صورت شکست روسيه، مسير جنگ و شايد نتيجه نهايي آن به سود آلمان پايان خواهد پذيرفت، توان ايجاد جبهه جديدي عليه آلمان در متفقين نمييافت. بنابراين تنها يک راه وجود داشت و آن تقويت ارتش سرخ روسيه در مقابل آلمان بود. سوخت، آلومينيوم، آذوقه، ادوات نظامي و ... نيازهاي شوروي سوسياليستي به شمار ميرفت و حجم زيادي کمک ميطلبيد. به عنوان مثال در 6 سپتامبر 1941 استالين درخواست 30 هزار تُن آلومينيوم و ماهي 400 هواپيما و 500 تانک سنگين و متوسط از چرچيل کرد.
براي انتقال چنين مقدار زيادي بار، راه ارتباطي مؤثري احتياج بود. مسيرهاي مورمانسک و آخانگلسک، ولادي وستک، درياي سياه، هند و افغانستان بررسي شدند، اما سرانجام راه خليج فارس و مسير ارتباطي ايران براي کمک به شوروي برگزيده شد. در اين صورت متفقين ميتوانستند آذوقه، مواد خام و اسلحه را از هند و بنادر آسياي جنوب شرقي از طريق شاهراههاي دريايي اقيانوس به خليج فارس منتقل کرده و با استفاده از راهآهن سراسري ايران و مسيرهاي شوسه، آن را به مرزهاي وسيع شوروي در شمال ايران انتقال دهند.
اندکي پس از آغاز دومين جنگ جهاني، نخستوزير وقت ايران، »محمود جم« طي دو اعلاميه رسمي در روزهاي 3 و 4 سپتامبر 1939 مطابق با 11 و 12 شهريور 1318، بيطرفي ايران را ابراز داشت. درست مثل 23 سال قبل که دولت مستوفي بيطرفي کشورش را در جريان جنگ جهاني اول اعلام کرده بود. متأسفانه وسعت هر دو جنگ و اهميت ايران به اندازهاي بود که در هر دو جنگ، کشور دستخوشِ اشغال شود. شکي وجود نداشت که آلمان در صدد ايجاد يک ستون پنجم نيرومند در ايران است. نفوذ در اداره راهآهن، راههاي هوايي و چند مرکز حياتي صنعتي براي اين کشور موقعيت مهمي در ايران به وجود آورده بود.
خبرگزاري فرانسه از لندن گزارش داد که به عقيده کارشناسان نظاميِ انگلستان، هدف بعدي هيتلر، ايران است که از اين طريق نيروهاي آلمان را از راه ايران و افغانستان به سوي هندوستان پيش براند و در ضمن معادن نفت قفقاز، ايران و عراق را نيز تصاحب کند. در 25 مرداد 1320، سفراي انگلستان و شوروي در تهران بار ديگر با تسليم يادداشتي به دولت ايران، از فعاليت اتباع آلماني در اين کشور ابراز نگراني کرده و درخواست خويش داير بر تقليل تعداد اتباع آلماني در ايران و اخراج آنها از ايران را تکرار کردند.
شوروي و انگلستان فعاليت خصمانه مأموران و کارمندان آلماني مقيم ايران را بهانه قرار دادند و به هشدارهايي که پيش از اين در اين باره به دولت ايران داده بودند اشاره کردند و سرانجام نيروي دريايي انگلستان در روز سوم شهريور 1320 طي يک عمليات دريايي در بندر شاهپور ابتدا 8 فروند کشتي متحدين شامل 5 کشتي آلماني و 3 کشتي ايتاليايي را هدف قرار داد و شوروي نيز از شمال حمله خود به داخل خاک ايران را آغاز کرد. دولت ايران بلافاصله به ارتش خود دستور ترک مقاومت داد و »محمد ساعد«- سفير ايران در شوروي و »محمدعلي مقدم«- سفير ايران در لندن سريعاً عدم مقاومت ارتش را به اطلاع دولتهاي مذکور رساندند.
پالايشگاه آبادان در سحرگاه 3 شهريور 1320 توسط يک تيپ پياده که با کشتيهاي جنگي از بصره حرکت کرده بودند تصرف شد. اکثر قواي ايران در اين منطقه غافلگير شدند و به وسيله کاميونها از مهلکه گريختند. در خيابانهاي آبادان زد و خورد ميان دو نيرو پديد آمد، اما مانع تصرف شهر نشد. بنابراين ارتش انگلستان پس از تصرف آبادان به سمت اهواز به حرکت درآمد. نيروهاي انگليسي زماني به اهواز رسيدند که رضاشاه دستور آتشبس صادر کرده بود. در همين زمان، اهواز توسط بمبافکنهاي انگليسي از هوا بمباران شد.مقارن با نفوذ ارتش انگلستان به خوزستان و ناوهاي جنگي انگليس به ساحل خرمشهر، مقر نيروي دريايي ايران به تصرف متجاوزان درآمد. آنها پس از به شهادت رساند سرتيپ «بايندر»فرمانده نيروي دريايي ايران در ساحل خرمشهر پياده شدند. فرماندهي عمليات عليه ايران را ژنرال »سِرآرچيبالد يول« فرمانده کل نيروهاي انگليسي در خاورميانه بر عهده داشت.
مجموع تلفات نيروهاي انگليسي طي عمليات اشغال ايران شامل 5 افسر؛ يک افسر وابسته به نيابت سلطنت هند، يک نظامي انگليس و 15 نظامي هندي (در مجموع 22 نفر) بود. اين در حالي بود که آمار رسمي تعداد کشته شدههاي ايران در طول چند روز نخست حمله 650 نفر بود.به اين ترتيب منطقه نفتخيز خوزستان در اشغال انگلستان قرار گرفت و اين وضعيت تا سال 1946 مطابق با 1325 که سران متفقين در مهمترين کنفرانس پس از جنگ يعني کنفرانس »پوتسدام«، تصميم به تخليه ايران گرفتند ادامه يافت. در طول اين 6 سال که شوروي، شمال و انگلستان جنوب ايران را در اشغال داشتند حاصلي جز ويراني و توقف صنايع نوپا و طرحهاي عمراني کشور، قحطي، تجاوز و نابودي براي ايران در بر نداشت.
به گزارش عصرآذربايجان به نقل از ايسنا،واقعه اشغال ايران توسط متفقين تأثير عميقي بر کشور گذاشت و به نوبه خود يک مقطع تاريخي مهم به شمار ميرود. نخستين تأثير آن سقوط رضاشاه و سلطنت پسرش است که مقرر بود تا ?? سال ديگر خاندان پهلوي را در صحنه سياسي ايران نگاه دارد.


انجام واکسیناسیون رایگان تب برفکی در دامهای روستایی و عشایری استان اردبیل تا پایان سال
اشتغال ۴۹۷۹ نفر در معادن آذربایجانغربی
جان باختن یک نفر در ناآرامیهای اخیر در آذربایجان شرقی
اشتغالزایی ۲۰۰۰ نفر در ارومیه
اردبیل از شروع فصل سرما قطعی گاز نداشته است
تحقق ٨٩ درصدی درآمدهای عمومی آذربایجانغربی
ملت ایران در دفاع از ارزشهای خود، ارادهای پولادین دارد
تهدید رهبر معظم انقلاب به هیچ عنوان پذیرفتنی نیست
پیگیری برای رفع مشکل تردد خودروهای منطقه آزاد ماکو
واگذاری ۱۱۴ هکتار از اراضی ملی آذربایجان غربی برای اجرای نیروگاه خورشیدی
