گروه تاريخي: در روز 16 آذر 1332 در پي يورش نيروهاي امنيتي و گارد به دانشکد? فني دانشگاه تهران و درگيري ميان آنان و دانشجويان، سه دانشجوي اين دانشگاه کشته و گروه ديگري مجروح و بازداشت شدند.
بخش اول
بدون ترديد کودتاي 28 مرداد 1332 سرآغاز فصل تازه اي در تاريخ سياسي معاصر ايران است که به سقوط دولت ملي دکتر مصدق و حاکميت خفقان شديد در جامعه انجاميد.
با وقوع کودتا، دستگيري رجال سياسي، انحلال احزاب و تعطيلي بسياري از نشريات در دستور کار قرار گرفت. اما به رغم تضييقات و فشار دستگاه ديکتاتوري، از فرداي وقوع کودتا، مردم حتي يک روز نيز روند مخالفت با هيئت حاکمه را متوقف نکردند.
در نوشتار حاضر موقعيت جنبش دانشجويي از 28 مرداد تا 16 آذر 1332 مورد بررسي قرار گرفته است، هر چند با محور قرار دادن نقش دانشجويان در 110 روز بحراني ياد شده، در حد بضاعت مزجاه و کاوش در مآخذ موجود سعي موجزي در تشريح جايگاه حائز اهميت آنان در آن برهه حساس به عمل آمده است.
به نظر مي رسد نخستين نظاهرات آشکار دوره مورد بحث، پنج روز پس از کودتا در دانشگاه تهران در حمايت از دکتر مصدق و اعتراض به محاکمه او، دکتر شايگان و مهندسي رضوي انجام گرفته باشد.
پس از آن در ايام عزاداري ماه محرم، تهران شاهد برپايي تظاهرات پرسروصداتري بود و در 4 محرم الحرام 1373ق/22 شهريورماه 1332ش، يعني بيست و پنج روز بعد از کودتا، در اعتراض به اقدامات سرکوبگرانه زمامداران کودتا، مقارن برپايي آيين سوگواري در چهارمين شب عزاداري حسيني، تظاهراتي سازماندهي گرديد و در جريان آن شعارهايي بر ضد سرلشکر زاهدي و در حمايت از دکتر مصدق سر داده شد. کانون تظاهرات بازار تهران بود و دامنه آن به مسجد شاه و سبزه ميدان کشيده شد.
چند روز بعد در 7 محرم/ 25 شهريور، تظاهرات گسترده تري برپا شد. تظاهرکنندگان دراين شب شعارهاي شديداللحني سردادند. تظاهرات يادشده با دخالت مأموران شهرباني و واحدهاي لشکر نظامي ضد شورش پايتخت سرکوب گرديد؛ هرچند فرونشاندن آتش اين غائله و سرکوب تظاهرکنندگان مانع از تداوم اعتراض هاي پراکنده و خودجوش مردمي بعدي نشد، به طوري که صبح روز عاشورا با استفاده از اوضاع آن روز، ضمن شبيه سازي تاريخي، پلاکاردهايي متضمن شعارهايي در اعتراض به حاکميت پهلوي دوم، همچنين شعارنويسي بر در و ديوار شهر بر ضد رژيم مستبد و خودکامه انجام گرفت.
16 مهر، پيش پرده 16 آذر
با آغاز سال تحصيلي و بازگشايي دانشگاه ها در مهرماه، بر اثر خيزش هاي مردمي و تحرکات دانشجويي، اوضاع سياسي رو به وخامت بيشتر نهاد. دانشجويان با راه اندازي تظاهرات، پخش اعلاميه و تعطيل کلاس هاي درس، آشکارا خشم و نفرت خود را نسبت به ديکتاتوري حاکم ابراز داشتند.
در نيمه مهر، گروه هاي دانشجويي اعلاميه هايي منتشر کردند که در آن بر ضرورت توسل جستن به اعتصاب به مثابه يک حربه در برابر حاکميت، همچنين لزوم آزادي دکتر مصدق از زندان، رفع توقيف شماري از استادان دانشگاه و سرانجام جانبداري از تظاهرات محرم در بازار تهران، تأکيد شده بود.
تهيه و توزيع اين اعلاميه ها تأثير ويژه اي در فضاي سياسي آن دوره بر جاي نهاد، به گونه اي که واکنش دولت کودتا را ارمغان آورد که به شکلي شتابزده اعلام کرد: "دولت در مقابل اين گونه تحرکات به شدت ايستادگي خواهد کرد."
به رغم خط و نشان هايي که دولت نظامي براي مخالفان خود، به ويژه دانشجويان مي کشيد، دانشگاهيان با معاضدت بازاريان، خود را براي برگزاري يک اعتصاب گسترده آماده کردند و روز 16 مهر/ 29 محرم، زمان و موعد مناسب اين اقدام تشخيص داده شد.
اعتصاب آغاز شد و بازار بسته ماند. همان روز دانشجويان به برپايي تظاهرات آرام در محيط دانشگاه مبادرت کردند. متعاقب آن، فرمانداري نظامي سراسيمه و وحشت زده چند افسر را به همراه چند دستگاه کاميون پر از سربازان تفنگدار به سوي دانشگاه گسيل داشت. سربازان مسلح در جاي جاي دانشگاه تهران موضع گرفتند و همه جا را زير نظر قرار دادند. دراين روز نيروهاي نظامي دست به اقدام کم سابقه اي زده و در داخل محيط دانشگاه مبادرت به دستگيري شماري از دانشجويان (گفته مي شود حدود يازده نفر) به اتهام اخلال در امنيت عمومي و برهم زدن نظم، نمودند.
از منظري، آنچه روز شانزدهم مهرماه روي داد، نخستين واکنش همه جانبه دانشگاه و دانشگاهيان (استاد و دانشجو) در برابر دولت کودتا بود. افزون بر اين، براي نخستين مرتبه از زمان تأسيس دانشگاه تهران در سال 1313، مأموران نظامي وارد حريم دانشگاه شدند و به دستگيري جمعي از دانشجويان مبادرت کردند.
چنين رفتاري طي نوزده سالي که از بنيادگذاري دانشگاه تهران مي گذشت بي سابقه بود. بي گمان ورود قواي مسلح به محيط دانشگاه و دستگيري دانشجويان نه تنها کمکي به بهبود اوضاع نکرد بلکه به گسترش دامنه بحران و افزايش تنش و تشنج موجود افزود.
هرچند نمايش اقتدار حاکميت پهلوي بدين جا ختم نشد و پس از شکستن حرمت و قداست دانشگاه و دستگيري دانشجويان، کودتاچيان براي زهر چشم گرفتن از دانشجويان، شماري از سربازان مسلح را در برابر دانشکده هاي مختلف دانشگاه تهران مستقر کردند. البته در خارج از محيط دانشگاه وضع به مراتب بدتر بود، يک تانک و تعدادي کاميون مملو از نيروهاي مسلح و مجهز در حالت آماده باش مقابل درِ اصلي دانشگاه تهران مستقر بودند و تماي رفت و آمدها را زير نظر داشتند.
در ميدان 24 اسفند (ميدان انقلاب کنوني) که در فاصله نزديک دانشگاه قرار دارد، اوضاع نه تنها عادي نبود که از ديگر مناطق اطراف دانشگاه بدتر هم بود. سه دستگاه تانک و چند خودرو نفربر و اتومبيل هاي جيپ نظامي در حاشيه ميدان موضع گرفته بودند.تمامي خيابان هاي اصلي و کوچه هاي فرعي منتهي به محوطه مستطيل شکل دانشگاه در سايه نگاه مراقب و تيررس مأموران آشکار و نهان نظامي و انتظامي بود. آنان حتي رفت و آمد عابران در پياده روها را به دقت کنترل مي کردند و از اندک توقف و جزيي ترين کنجکاوي و تأمل آنان نسبت به آنچه در دانشگاه مي گذشت ممانعت به عمل مي آوردند.
اما به رغم تمامي تمهيدات حاکميت نظامي، در اين ايام بار ديگر تهران شاهد تظاهرات در خور توجه ديگري بود و اين مرتبه فرياد اعتراض نه از دل دانشگاه که از بيرون آن، حوالي چهارراه اميراکرم، مکاني در دو کيلومتري جنوب شرقي دانشگاه، به گوش مي رسيد.
اين تظاهرات که از ساعت 10 صبح آغاز شده بود و موجب غافلگيري و برآشفتگي فرمانداري نظامي گرديد، با واکنش و عکس العمل سريع نيروي انتظامي و نظامي و تيراندازي هوايي و درگيري هاي پراکنده به منظور متفرق کردن تظاهرکنندگان، همچنين بازداشت شماري از معترضان، خاتمه يافت.
به باور برخي تحليلگران رخدادهاي تاريخي- سياسي، اين نخستين تظاهرات وسيع به ابتکار نهضت مقاومت ملي بود که در اعتراض به دستگيري و حبس دکتر مصدق و يارانش انجام گرفت و در آن قشرهاي مختلفي از جمله دانشجويان، بازاريان، حتي دانش آموزان شرکت داشتند. برخي منابع، شمار تظاهرکنندگان در اين روز را بالغ بر دوهزار نفر تخمين زدند.
پيش به سوي انسداد سياسي
آنچه در روزهاي بعد روي داد فضاي سياسي جامعه، به ويژه دانشگاه را ملتهب تر ساخت. 9 روز پس از واقعه شانزدهم مهر، يعني 25مهر، هربرت هوور، مشاور وزارت امور خارجه آمريکا در امور نفت به منظور گفت و گو با دولتمردان ايراني وارد تهران شد. پنج روز بعد، اين کارشناس مسائل نفتي به اتفاق لويي هندرسن، سفير آمريکا در ايران براي مذاکره به ديدن شاه رفت. هوور پس از يک اقامت درازمدت 23 روزه در ايران براي بازديد از پالايشگاه ها و حوزه هاي مختلف نفتي و گفت و گو با مقامات بلندپايه دولت کودتا، تهران را به مقصد واشنگتن ترک کرد.در 27 مهرماه، وارن، رئيس اداره همکاري فني آمريکا، چکي به مبلغ 4 ميليون و 700 هزار دلار به عنوان کمک فني ايالات متحده به ايران، تسليم علي اميني، وزير دارايي زاهدي کرد.
دو روز بعد- 29مهر- آنتوني ايدن، وزير خارجه انگليس طي نطقي در مجلس عوام اين کشور اعلام کرد: "انگلستان بار ديگر دست دوستي به سوي ايران دراز مي کند و براي تجديد مناسبات سياسي ميان دو کشور از هر جهت آماده است." ادامه در شماره بعدي


معامله پلاکهاي منطقه آزاد غيرقانوني است
مسؤلين دنبال راهکار اساسي براي کنترل بازار ارز باشند
ضرورت آزادسازي عرصه و حريم مجموعه ربع رشيدي تبريز
حلواي سياه اردبيل، طعمي از تاريخ و مهرباني مردم سبلان
مسير جهانيشدن مسجد جامع اروميه هموار شد
اصلاح طلبان چرا مي گويند دولت پزشکيان اصلاح طلب نيست
همايشهاي ميلياردي بيثمر؛ نماد اسراف در روزگار اصلاح مصرف
بابالاري اؤيمه، سؤي!
ايبليس
ما معصوم نيستيم آقاي خداداد عزيزي اما شما...
