ARAZAZARBAIJAN

واقعه 16 آذر چگونه اتفاق افتاد


واقعه 16 آذر چگونه اتفاق افتاد

گروه تاريخي: بي گمان همان طوري که اشاره شد، شروع محاکمه دکتر مصدق که از ديد افکار عمومي به خيمه شب بازي مي مانست، عامل عمده پيدايي وضعيت تازه در جامعه بود.


بخش پايانيسرانجام روز موعود براي برپايي تظاهرات و اعتصاب در دانشگاه و بازار، پنج شنبه 21 آبان تعيين گرديد. اما دو روز پيش از وقوع ناآرامي در پايتخت، تبريز شاهد درگيري هاي پراکنده اي در سطح شهر بود به گونه اي که روند کار مراکز آموزشي، شامل دانشگاه، دانشسرا و دبيرستان ها، همچنين کسب و کار در بازار مختل شد. در خلال اعتراض ها در تبريز، شماري از مخالفان بازداشت شدند. رقم دستگيرشدگان دراين روز حدود پنجاه نفر ذکر شده است. به نظر مي رسد نيروي سوم خليل ملکي در زمره محرکان و گردانندگان اين اعتراض بوده است.
واقعه 21 آبان
در تهران اوضاع کاملا متفاوت بود. در 21 آبان راهپيمايي و اعتصاب گسترده اي با زمينه سازي نهضت مقاومت ملي و مشارکت دانشجويان برپا شد که به دستگيري عده اي از دانشجويان و قشرهاي اجتماعي ديگر انجاميد.
عوامل رژيم براي سرکوب تظاهرکنندگان متوسل به اعمال خشونت شدند. از اين رو آمار مجروحان رو به افزايش نهاد. خبر اين تظاهرات در رسانه هاي خارجي انعکاس وسيعي يافت.
مطبوعات جهان، توسل رژيم کودتا به خشونت بر ضد دانشجويان و مردم را تقبيح و محکوم کردند و سيل انتقادها و اعتراض ها، حاکميت پهلوي دوم را مستأصل و کلافه کرده بود. درهمين روز اوضاع در ناحيه بازار تهران رو به وخامت بيشتر نهاد، چرا که کسبه و اصناف بازار نه تنها دست از کار کشيدند بلکه با برگزاري تظاهرات و راهپيمايي به شعار دادن بر ضد دولت کودتا پرداختند.
از اين رو تلفات در بازار بيشتر بود. گفته مي شود در اين روز دستکم دو نفر در منطقه بازار تهران کشته و عده اي زخمي شدند. افزون براين، تعداد بازداشت شدگان محدوده بازار نيز زياد بود. فرمانداري نظامي جمعي از دستگيرشدگان را به جزيره خارک تبعيد کرد.
يادآوري اين نکته ضروري است که در جريان حمله مأموران فرمانداري نظامي به بازار تهران، چند باب مغازه تخريب شد و اموال آن به غارت رفت. همين طور به مکان هاي عمومي آسيب هاي بسياري وارد آمد.
تراکم خشم افکار عمومي
در فاصله روزهاي بعد تا 16 آذر، وقايع سياسي مهمي در کشور روي داد. در اين ميان روز سوم آذرماه از جهاتي حائز اهميت است. نخست آن که در اين روز محاکمه دکتر مصدق و سرتيپ رياحي در دادگاه نظامي خاتمه يافت.
بر اساس حکم صادره دکتر مصدق به سه سال زندان مجرد و رياحي به دو سال حبس تأديبي محکوم شدند. ديگر اين که در همين روز دربار شاهنشاهي اعلاميه اي مبني بر مسافرت نيکسون، معاون رئيس جمهور آمريکا به ايران در 18 آذرماه صادر کرد.ديگر اين که با ورود سردنيس رايت، کاردار موقت سفارت انگليس به تهران در اين روز و متعاقب آن چند روز بعد صدور اعلاميه رسمي مشترک ميان دو دولت درباره برقراري مجدد و رسمي روابط ايران و انگليس به شدت اعتراض ها افزوده شد.خبر برقراري رابطه مجدد دولت ايران با انگلستان غوغايي برانگيخت. در اين ميان اکثريت مردم و افکار عمومي جامعه نمي توانستند ساکت بنشينند و سکوت اختيار نمايند تا دولت کودتا با استعمار پير تجديد رابطه کند. از اين رو مترصد زمان مناسب براي ابراز خشم و نفرت خود نسبت به رخدادهاي جامعه بودند.
به نظر مي رسيد فرصت مغتنم، چهاردهم آذرماه بود. دانشجويان دانشگاه تهران از اين فرصت به منظور برگزاري تظاهرات بهره بردند. تظاهرات محدود با شماري اندک اما پرسرو صدا برگزار شد. روز بعد تجربه ديگري به دست آمد و دانشجويان، دامنه تظاهرات را به خارج از دانشگاه کشاندند. مأموران نيروي انتظامي که اوضاع را تا حدودي غيرعادي و بحراني مي پنداشتند به سرکوب تظاهرکنندگان پرداختند که در اين ميان عده اي زخمي و شماري از دانشجويان بازداشت شدند.
دانشگاه تهران رنگ خون گرفت
اما رويداد شانزدهم آذرماه چيز ديگري بود و هرگز از حافظه تاريخي ايرانيان پاک نخواهد شد. دانشجويان مانند روزهاي گذشته خود را آماده برپايي تظاهرات ديگري در محيط دانشگاه وخيابان هاي اطراف کردند اما شواهد نشان دهنده آن بود که کارگزاران دولت کودتا به منظور فراهم آوردن وضعيت مناسب و آرام کردن جو آن روز جامعه براي پذيرايي از معاون رئيس جمهور آمريکا و در آستانه ورود وي به تهران، به منظور رويارويي با اعتراض هاي فزاينده دانشجويان، در آماده باش به سر مي بردند و عزم خود را جزم کردند تا از دانشجويان زهرچشم بگيرند تا مذاکرات نيکسون با مقامات ايراني در کمال آرامش انجام شود.
روز 16 آذر، اوضاع در تهران و به ويژه دانشگاه تهران و خيابان هاي منتهي به آن غيرعادي بود. دانشجويان هنگام نزديک شدن به دانشگاه پي به افزايش چشمگير مأموران و تجهيزات فوق العاده آنان بردند. رژيم دراقدامي کم سابقه، نيروهاي لشکر دو زرهي را به دانشگاه اعزام کرد، از بامداد آن روز، همه، وقوع يک حادثه را پيش بيني مي کردند. دانشجويان با درک و شم سياسي خود هوشيارانه سعي داشتند کمترين بهانه اي به دست بهانه جويان ندهند اما جو کاملا ملتهب بود. اندک زماني بعد، سربازان مسلح به داخل دانشکده ها هجوم آوردند و عده زيادي از دانشجويان و حتي استادان را دستگير کردند و مورد ضرب و جرح و فحش و ناسزا قرار دادند.دانشجويان در برابر اين اقدام تحريک آميز بردباري به خرج دادند و با متانت و سکوت، صرفا وقايع را زيرنظر گرفتند. اندک زماني بعد در حالي که عقربه هاي ساعت حدود 10 بامداد را نشان مي داد و دانشجويان سر کلاس هاي درس بودند، ناگاه شماري از سربازان دسته "جانباز" لشکرزرهي به همراه عده اي سرباز معمولي به دانشکده فني يورش بردند.
دستاويز آنان براي ورود به دانشکده، شناسايي عده اي از دانشجويان ِ به زعم آنان شورشي و اخلالگر بود که در خلال روزهاي گذشته به نظاميان بي احترامي کرده بودند.مهندس خليلي، رئيس دانشکده فني به منظور پيشگيري از هرگونه درگيري و خونريزي احتمالي، دستور داد زنگ کلاس ها پيش از موعد زده شود.وي به همراه دکتر عابدي، معاونش، چند تن از خدمتگزاران دانشکده را مأمور کرد به کلاس هاي درس رفته و از طرف آنان به دانشجويان اطلاع دهند که هر چه زودتر، با آرامش و بدون شعار دادن از دانشکده خارج شوند و متعاقب آن بي سر و صدا محيط دانشگاه را ترک نمايند.
هنگامي که دانشجويان در حال خروج از دانشکده بودند به يکباره با يورش سربازان مسلح و حمله آنان با سرنيزه مواجه شدند که بر اثر آن عده اي از دانشجويان مجروح گرديدند.
اقدام سبعانه نيروي نظامي، واکنش برخي از دانشجويان خشمگين را برانگيخت. دانشجويان به هنگام دفاع از خود و عقب نشيني در برابر حمله سربازان مسلح به شعار دادن روي آوردند.
افراد "جانباز" که به فرمان تيمسار تيمور بختيار، فرمانده لشکر به دانشگاه آمده بودند به دانشجويان بي دفاع در دانشکده فني تيراندازي کردند که در نتيجه، پيکر سه دانشجوي دانشکده فني به نام هاي "مهدي شريعت رضوي"، "مصطفي بزرگ نيا" و "احمد قندچي"، در سرسراي دانشکده فني به خون آغشته شد و تعداد زيادي از دانشجويان زخمي شدند.همان روز فرمانداري نظامي، تعدادي از روزنامه ها و نشريات را به صورت فله اي تعطيل کرد که از جمله مي توان به: فرمان، سياسي، خاورميانه، آذرين، زلزله، فاخته و مرجان، اشاره کرد.
همچنين تعدادي از روزنامه هاي منتشره نيز جمع آوري شد.به گزارش عصرآذربايجان به نقل از رويداد24،روز بعد (17 آذر)، حاکميت پهلوي در اقدامي نمايشي براي کاهش فشارهاي وارده بر خود بر اثر حادثه روز گذشته، مبادرت به آزادي پنج تن از وزيران کابينه دکتر مصدق از زندان کرد، دکتر عالمي وزير کار، مهندس رجبي وزير مشاور، دکتر ملکي وزير بهداري، مبشر کفيل وزارت دارايي و مهندس عطايي کفيل وزارت کشاورزي، در زمره اين گروه رها شده از محبس بودند.


برچسب ها:

تاریخ: 1404/09/23 10:42 ق.ظ | دفعات بازدید: 1896 | چاپ


مطالب مشابه dot
آخرین اخبار dot