ARAZAZARBAIJAN

رهبري سوم؛ استمرار گفتمان، تعالي حکمراني


رهبري سوم؛ استمرار گفتمان، تعالي حکمراني

گروه سياسي: شهادت آيت‌ا... العظمي سيدعلي خامنه‌اي، رهبر شهيد ايران، يکي از حساس‌ترين مقاطع تاريخ معاصر ايران را رقم زد؛ مقطعي که همزمان با شرايط جنگي و فشارهاي بي‌سابقه خارجي، نظام سياسي ايران را با آزموني مهم در فرايند انتقال رهبري قرار داد.


جعفر يوسفي


با اين حال، برگزاري جلسه مجلس خبرگان رهبري در فضايي امنيتي و انتخاب آيت‌ا... سيدمجتبي خامنه‌اي با رأي قاطع اعضا، نشان داد که ساختار سياسي جمهوري اسلامي همچنان از ظرفيت‌هاي نهادي لازم براي مديريت لحظات حساس تاريخي برخوردار است.
انتخاب سومين رهبر جمهوري اسلامي، در واقع آغاز مرحله‌اي تازه در مسير تحولات سياسي ايران است؛ مرحله‌اي که مي‌توان آن را »جمهوري سوم« ناميد؛ دوره‌اي که از يک‌سو استمرار گفتمان انقلاب اسلامي و ميراث رهبران پيشين را دنبال مي‌کند و از سوي ديگر نيازمند نوآوري در شيوه حکمراني متناسب با شرايط پيچيده قرن اخير است.
براي درک اهميت اين مقطع، بايد به تجربه سال 1368 بازگشت؛ زماني که پس از رحلت امام خميني(ره)، بسياري از تحليل گران خارجي تصور مي‌کردند جمهوري اسلامي با خلأ رهبري مواجه خواهد شد. اما انتخاب آيت‌ا... سيدعلي خامنه‌اي به‌عنوان رهبر دوم انقلاب، نه تنها اين پيش‌بيني‌ها را باطل کرد، بلکه آغازگر دوره‌اي تازه در ساختار حکمراني جمهوري اسلامي شد.
رهبر شهيد انقلاب، در حالي که به‌شدت وفادار به آرمان‌ها و گفتمان امام خميني باقي ماند، در عرصه ساختاري تغييرات مهمي را در شيوه اداره رهبري ايجاد کرد. اگر در دوره امام خميني(ره) سبک رهبري تا حد زيادي متأثر از سنت ديرينه مرجعيت شيعي بود سبکي که در آن دفتر مرجعيت با ساختاري محدود و عمدتاً مبتني بر حلقه‌اي کوچک از نزديکان اداره مي‌شد، آيت‌ا...خامنه‌اي اين الگو را به ساختاري مدرن‌تر و نهادمندتر تبديل کرد.
انتقال مرکز ثقل فعاليت‌هاي رهبري به منطقه پاستور و شکل‌گيري نهادي منظم و سازمان‌يافته با عنوان دفتر رهبري که داراي بخش‌هاي تخصصي، کارشناسان متعدد و سازوکارهاي اداري مشخص بود، نمونه‌اي از اين تحول محسوب مي‌شود. اين تغيير نه به معناي فاصله گرفتن از گفتمان امام، بلکه تلاشي براي انطباق ساختار رهبري با نيازهاي حکمراني در يک دولت مدرن بود.
به تعبير ديگر، رهبر شهيد انقلاب توانست ميان وفاداري به اصول و انعطاف در روش‌ها تعادلي ايجاد کند؛ تعادلي که يکي از عوامل اصلي تداوم و ثبات نظام سياسي ايران در چهار دهه گذشته به شمار مي‌آيد.
اکنون با انتخاب آيت‌ا...سيدمجتبي خامنه‌اي، جمهوري اسلامي وارد مرحله‌اي تازه شده است؛ مرحله‌اي که در آن، استمرار گفتمان پدر با ضرورت‌هاي جديد حکمراني پيوند خواهد خورد.
بديهي است که از نظر فکري و گفتماني، آيت‌ا...مجتبي خامنه‌اي نزديک‌ترين فرد به رهبر فقيد انقلاب به شمار مي‌رود. سال‌ها حضور در کنار پدر، آشنايي عميق با مباني فکري و تجربه زيسته در متن تحولات سياسي کشور، اين امکان را فراهم مي‌کند که مسير کلان انقلاب با ثبات و پيوستگي ادامه يابد.
اما در عين حال، شرايط ايران امروز با سال 1368 تفاوت‌هاي بنياديني دارد. در آن مقطع، مسئله اصلي کشور بازسازي پس از جنگ و تثبيت ساختارهاي سياسي و اقتصادي بود. امروز اما ايران در ميانه نبردي پيچيده‌تر قرار دارد؛ نبردي که هم ابعاد امنيتي و ژئوپليتيک دارد و هم در حوزه اقتصاد، فناوري و رقابت‌هاي جهاني تعريف مي‌شود.
به بيان دقيق‌تر، اگر پروژه اصلي ايران در دهه نخست رهبري آيت‌ا... خامنه‌اي سازندگي و تثبيت بود، پروژه پيش روي رهبري جديد ترکيبي از سه مأموريت بزرگ است: حفظ موجوديت در يک جنگ وجودي، تغيير موازنه امنيتي منطقه و در نهايت حرکت به سوي توسعه پايدار کشور .
در چنين شرايطي، طبيعي است که در کوتاه‌مدت، بخش مهمي از اتکاي ساختار حکمراني بر ظرفيت‌هاي نظامي و امنيتي باشد؛ به‌ويژه در دوره‌اي که جنگ و فشارهاي خارجي همچنان ادامه دارد. اما تجربه تاريخي نشان مي‌دهد که پس از عبور از اين مرحله، مهم‌ترين ميدان تحولات به عرصه داخلي منتقل خواهد شد. در اين مرحله است که آنچه مي‌توان »انقلاب در شيوه حکمراني« ناميد، اهميت پيدا مي‌کند.
رهبر شهيد انقلاب در سال‌ پاياني عمر خود بارها بر مفهوم «امر ملي» تأکيد مي‌کرد؛ مفهومي که به معناي شکل‌گيري نوعي همبستگي فراگير ميان همه سلايق سياسي و اجتماعي حول منافع کلان کشور است. با اين حال، اين توصيه راهبردي آن‌گونه که بايد در سطح اجرايي و مديريتي تحقق پيدا نکرد.
اکنون انتخاب رهبري جديد مي‌تواند فرصتي تاريخي براي تحقق عملي اين ايده باشد. شکل‌گيري يک حکمراني نوين که بتواند همه ظرفيت‌هاي اجتماعي، سياسي و نخبگاني کشور را در مسير پيشرفت ايران به کار گيرد، يکي از مهم‌ترين انتظارات از دوره جديد خواهد بود.
در اين ميان، حضور يک رهبر جوان‌تر در رأس نظام مي‌تواند زمينه‌ساز تحولات مهمي در ترکيب مديريتي کشور نيز باشد. بسياري از تحليل گران بر اين باورند که دوره جديد احتمالاً با بازنشستگي تدريجي نسل قديمي مديران و جايگزيني آنان با نيروهاي جوان‌تر، متخصص‌تر و آشنا با تحولات جهاني همراه خواهد بود.
چنين تحولي نه تنها مي‌تواند کارآمدي ساختار حکمراني را افزايش دهد، بلکه به تقويت سرمايه اجتماعي نظام نيز کمک خواهد کرد؛ سرمايه‌اي که رهبر شهيد انقلاب همواره آن را يکي از مهم‌ترين پشتوانه‌هاي جمهوري اسلامي مي‌دانست.
در انديشه سياسي شيعه، يکي از ويژگي‌هاي اساسي فقيه جامع‌الشرايط توانايي تشخيص مقتضيات زمان است؛ يعني قدرت فهم تحولات اجتماعي و تاريخي و اتخاذ تصميم‌هايي که بتواند جامعه را در مسير درست هدايت کند.
از اين منظر، انتظار مي‌رود رهبري جديد جمهوري اسلامي نيز با حفظ اصول بنيادين انقلاب، در روش‌ها و سازوکارهاي حکمراني نوآوري‌هايي را رقم بزند که بتواند ايران را در مسير توسعه، عدالت و پيشرفت سريع‌تر قرار دهد.
اگر اين مسير با موفقيت طي شود، مي‌توان گفت که جمهوري اسلامي وارد مرحله‌اي تازه از حيات سياسي خود شده است؛ مرحله‌اي که در آن ايران پس از عبور از چالش‌هاي امنيتي و تثبيت موقعيت منطقه‌اي، به‌تدريج به سمت توسعه اقتصادي، افزايش رفاه عمومي و ايفاي نقشي مؤثرتر در نظم در حال شکل‌گيري جهاني حرکت خواهد کرد.
به گزارش عصرآذربايجان به نقل از خراسان، در چنين چشم‌اندازي، »جمهوري سوم« نه صرفاً ادامه دو دوره پيشين، بلکه مرحله‌اي تکاملي در تاريخ جمهوري اسلامي خواهد بود؛ مرحله‌اي که در آن ميراث امام خميني و آيت‌ا...شهيد خامنه‌اي، با ابتکارها و تحولات دوره جديد پيوند مي‌خورد.
و شايد مهم‌ترين پيام اين مقطع تاريخي براي جامعه ايران همين باشد: حفظ مسيري که بيش از چهار دهه پيش آغاز شد و همزمان آغاز فصلي تازه از حکمراني؛ فصلي که با تکيه بر تجربه گذشته و انرژي نسل جديد مي‌تواند افق‌هاي تازه‌اي براي پيشرفت، همبستگي ملي و آينده‌اي قدرتمندتر براي ايران بگشايد.


برچسب ها:

تاریخ: 1404/12/24 01:41 ب.ظ | دفعات بازدید: 2005 | چاپ


مطالب مشابه dot
آخرین اخبار dot