گروه جامعه: پديده امتحان دادن افراد جايگزين به جاي دانشآموزان در فضاي مجازي، فراتر از يک تخلف ساده، به زنگ خطري جدي براي نظام آموزشي ايران تبديل شده است.
سجاد صفري
پديده امتحان دادن افراد جايگزين به جاي دانشآموزان در فضاي مجازي، فراتر از يک تخلف ساده، به زنگ خطري جدي براي نظام آموزشي ايران تبديل شده است. کارشناسان و صاحبنظران معتقدند اين پديده، محصولِ «فرهنگ نمرهمحوري» است که سالهاست بر فضاي مدارس سايه افکنده و اکنون در بسترهاي مجازي، چهرهاي بحراني به خود گرفته است.
در خصوص ريشه يابي بحران و اينکه چرا دانشآموزان تقلب ميکنند به سراغ پناهعلي حسينزاده، روانشناس و مدرس دانشگاه فرهنگيان رفتيم. وي با تأکيد بر اينکه تقلب را نبايد صرفاً يک رفتار فردي دانست، اين پديده را حاصل ترکيبي از عوامل فردي، خانوادگي و اجتماعي ميداند.
از نگاه او، فشار مضاعف براي کسب نمره، اضطرابهاي ناشي از رقابتهاي کاذب و «گره خوردن آينده شغلي به عدد کارنامه باعث شده است تا دانشآموزان به جاي کسب دانش، به دنبال کسب نمره به هر قيمتي باشند.
اين تحليل با ديدگاه کارشناس ديگرِ اين حوزه نجف جعفرزاده، دبير استاني جمعيت فرهنگيان و فرهيختگان ايران اسلامي تکميل ميشود که بر نقش فشارهاي خانوادهها و انتظارات غيرواقعبينانه تأکيد دارد.
اين کارشناس علوم تربيتي معتقد است: زماني که هدف اصلي آموزش، يعني يادگيري و تربيت، جاي خود را به کسب نمره ميدهد، ارزشهاي اخلاقي قربانيِ کميت نمرات ميشوند و دانشآموز براي حفظ جايگاه خود، دست به رفتارهاي فريبکارانه ميزند.
پيامدهاي تربيتي؛ تمرينِ تخلف و کاهش اعتمادبهنفس
کارشناسان بر اين باورند که عواقب اين پديده درازمدت و آسيبزا است. به گفته حسينزاده، دانشآموزي که با کمکِ جايگزين در امتحان شرکت ميکند، در واقع در حال »تمرينِ تخلف« است. اين روند نهتنها عدالت آموزشي را براي دانشآموزان صادق مخدوش ميکند، بلکه به دروني شدن فريبکاري و کاهش اعتمادبهنفس براي مواجهه با چالشهاي واقعي زندگي منجر ميشود.جعفرزاده نيز بر اين نکته صحه ميگذارد که چنين رفتارهايي باعث ميشود فرد براي مواجهه با چالشهاي زندگي، به جاي تکيه بر تواناييهاي خود، همواره به دنبال راههاي ميانبر و غيراخلاقي باشد؛ مسئلهاي که اگر امروز اصلاح نشود، در عرصههاي اجتماعي و شغلي آينده نيز خود را نشان خواهد داد.
راهکارهاي کوتاهمدت؛ مديريت فني و هوشمند آزمونها
در حالي که ريشه اين معضل ساختاري است، کارشناسان براي مديريتِ بحرانِ فعلي در امتحانات مجازي، راهکارهاي اجراييِ مشخصي پيشنهاد ميدهند. جعفرزاده با تأکيد بر تغييرِ طراحي آزمونها، ميگويد: جايگزيني سؤالات حفظي با پرسشهاي تحليلي مانند استفاده از آزمونهاي کتابباز که قدرت تحليل دانشآموز را ميسنجد نه حافظه او را، تصادفيسازي و محدوديت زماني، استفاده از ابزارهاي فني براي جلوگيري از تبادل پاسخها و راستيآزمايي با برگزاري آزمونهاي کوتاه شفاهي براي اطمينان از اينکه پاسخها توسط خود دانشآموز توليد شده است، جزو راهکارهاي عملي است.
ضرورت تحول ساختاري؛ عبور از نمرهمحوري به يادگيريمحوري
اما راهکار اصلي و ريشهاي، چيزي فراتر از تغييرِ شکلِ امتحان است. پناهعلي حسينزاده تأکيد ميکند: نظام ارزشيابي بايد به سمت «مهارتمحوري» حرکت کند؛ جايي که مهارتها نه با نوشتن، بلکه با «انجام دادن» سنجيده شوند.در همين راستا، کارشناس علوم تربيتي بر لزوم عبور از ارزشيابيهاي صرفاً پاياني تأکيد کرده و پيشنهاد ميدهد نظام آموزشي به سمت مدلهاي جايگزين مانند ارزشيابي پروژهمحور و پوشه کار حرکت کند.
به گزارش عصرآذربايجان به نقل از مهر، پديده »امتحان دادنِ نيابتي« آينهاي است که ناتوانيِ نظامِ نمرهمحورِ فعلي را به مسئولان آموزشوپرورش بازتاب ميدهد. به گفته هر دو کارشناس، اگر آموزشوپرورش به دنبال حفظ اعتماد عمومي و تربيت نسلي صادق و توانمند است، بايد »سنجش براي نمره« را به »سنجش براي يادگيري« تغيير دهد؛ در غير اين صورت، با هوشمندتر شدنِ ابزارهاي نظارتي، روشهاي تقلب نيز هوشمندتر خواهند شد و اين مسابقه فرسايشي، بازندهاي جز نظام تعليموتربيت نخواهد داشت.