گروه سياسي: دوسال از سانحه بالگرد حامل حجت الاسلام سيد ابراهيم رئيسي گذشت اما روايت هاي مختلفي از سوي افراد متفاوتي و عموما نزديک به اين جريان مشاهده بود.
عليرضا نجمي
از يک سو، گزارش رسمي ستاد کل نيروهاي مسلح بر «شرايط پيچيده اقليمي و جوي» تاکيد داشت،و از سوي ديگر برخي شخصيت ها سخناني را بدون سند و مدرک مبني بر ترور رئيس جمهور مطرح ميکردند.
اين حادثه در مسير بازگشت رئيسجمهور از مراسم افتتاح سد »قيز قلعهسي« در آذربايجان شرقي رخ داد. در اين بالگرد، سيد محمدعلي آلهاشم (امامجمعه تبريز)، حسين اميرعبداللهيان (وزير امور خارجه)، مالک رحمتي (استاندار آذربايجان شرقي) و چند تن ديگر حضور داشتند. پس از ساعت ها جستجو در آخر بامداد 31 ارديبهشت بالگرد پيدا و خبر شهادت رئيسجمهور و همراهانش اعلام شد.
روزها و هفته ها گذشت،ابهامات مردم بيشتر شد؛يکي از اين ابهامات بحث درباره نحوه چينش سرنشينان در سه بالگرد کاروان رياستجمهوري و تغييرات لحظه آخري در تقسيمبندي وزرا پيش از پرواز، بود.
سه روز پس از مراسم تشييع پيکر شهدا، مستندي با عنوان »روايت سانحه« از شبکه خبر پخش شد که حاوي تصاويري تازه از روز حادثه و عمليات جستجو بود.
چند روز گذشته محمد مخبر معاون اول دولت رئيسي با اشاره به اينکه با مسئولين امنيتي و نظامي درباره سقوط هلي کوپتر رئيسي جلسه داشته، درباره ابهاماتش در اين زمينه و مکالمهاش با رهبر شهيد انقلاب را درباره احتمال ترور شهيد ابراهيم رئيسي فاش کرد.
مخبر در اين باره گفت: از شهادت به بعد، دوره سرپرستي رياست جمهوري بنده بود. من نشستهاي مختلفي هم با متخصصان بالگرد و ... گذاشتم، هم با دستگاههاي نظامي و اطلاعاتي. گزارشهاي فراواني هم دادند. روزي محضر حضرت آقا بودم، همين سوال شما را آقا فرمودند. بالاخره نظر شما چيست آقاي مخبر، اين مسئلهاي که پيش آمده؟ به حضرت آقا عرض کردم، آقا اينکه ما الآن مستندي داشته باشيم که ترور انجام گرفته است، اين مستند را الان نداريم، اما هر چي اينها آمدند و براي من توضيح دادند که قضيه عادي است، بر ابهام من اضافه شد. يعني من هيچ وقت تا الان، اينکه اين موضوعي عادي بوده، حادثهاي بوده، سقوطي بوده، هيچ وقت اين را قبول نکردم.وي افزود: همچنان هم باور ندارم. الان که احتمال يک کم بيشتر است. يادم است که يکي از سوالاتي که آقا فرمودند اين بود که ميگويند ارتباط اين بالگردها مکانيکي است، نرم افزاري نيست. گفتم آقا بالاخره اينها با بيسيم، اول با دوم، دوم با سوم، سومي با اولي، امکان نرم افزاري و دخالت وجود داشته است.
ادعاي ترور؛ از مشاور خاتمي تا کتاب نويسنده اسرائيلي
اينجا بود که اظهار شخصيت هاي سياسي شروع شد؛روايت هايي که سند و مدرکي معتبر پشت آن نبود. محمد صدر، مشاور سابق سيد محمد خاتمي و محمدجواد ظريف، مدعي شده که اسرائيل عامل ترور شهيد رئيسي بوده است. او گفت: «لحظهاي که آقاي رئيسي را زدند من گفتم کار اسرائيل است. دليل ترور رئيسي اين بود که حزبالله و اسرائيل با يکديگر درگير بودند.«
اما سالار ولايتمدار مستقيما اشاره نکرد که شهيد رئيسي ترور شده است بلکه گفت: مردم دقت کنند؛ هر روز با فناوري و دستاوردهاي سايبري جديدي مواجه ميشويم. وي تصريح کرده بود: »بحث شهادت آيتالله رئيسي براي همه مردم ايران مسلم است، اما اين که آيا اين اقدام توسط دشمن صورت گرفته، هيچوقت نه رد شده و نه تأييد شده است.«مرکز ارتباطات ستاد کل نيروهاي مسلح در بيانيهاي، ادعاهاي مطرحشده را »با فاصله از حقيقت« و »ناشي از ناآگاهي يا اغراض خاص« خواند. در اين بيانيه تأکيد شد: »به استناد 3 گزارش رسمي، علت بروز سانحه صرفاً شرايط پيچيده جوي و جغرافيايي منطقه بوده و هيچ يک از گمانهزنيها از جمله نقص فني، خرابکاري، ترور، انفجار، جنگ الکترونيک و... به اثبات نرسيد.«با اين حال، حتي اين بيانيه نيز مانع از ادامه اين فرضيهپردازيها نشد.
از سوي ديگر، کتاب »رايحه مرگ« به قلم »اسحاق گلدشتاين«، نويسنده اسرائيلي، روايت رسمي ايران را زير سؤال برده و مدعي شده که در راهروهاي موساد در تلآويو، محاسبهاي متفاوت براي ترور رئيسي انجام شده است. نکته قابل توجه آنکه اين کتاب را سيد احمد علمالهدي، پدر همسر ابراهيم رئيسي، معرفي کرده است. او با استناد به اين کتاب -که مدرک معتبري براي اثبات ادعاهايش ارائه نکرده- عملاً به سخنگوي اين جريان بدل شده و ادعاهاي تکراري درباره ترور دامادش را بازگو کرده است؛ ادعاهايي که تاکنون بارها از سوي ستاد کل نيروهاي مسلح تکذيب شده است.همچنين مديرکل روابط عمومي رياستجمهوري در دولت سيزدهم در توئيتي نوشت: »از نکات مهم کتاب "عطر مرگ"، ادعاي ترور شهيد رئيسي توسط موساد آن هم با ذکر جزئيات است.«
در ميان اين اظهارات، محمدمهدي اسماعيلي، وزير ارشاد دولت قبل، مرداد 1403 و پس از شهادت اسماعيل هنيه، با انتشار تصويري از شهيد رئيسي، شهيد اميرعبداللهيان و شهيد سليماني، در شبکه اجتماعي ايکس نوشت: »انا من المجرمون منتقمون، سنصلي في القدس إن شاءالله« و تلويحاً شهادت رئيسجمهور را ترور قلمداد کرد. اما پس از انتقادات، عقبنشيني کرد و گفت: »همه شهداي اين قاب، پرچمداران جبهه مقاومت هستند.«
همچنين در اقدامي ديگر، تصوير رئيسجمهور شهيد در مراسم تشييع پيکر سردار نيلفروشان در کنار شهداي مقاومت قرار داده شد.
فرضه دست داشتن جمهوري آذربايجان و اسرائيل در ماجرل
درادامه اظهاراتي از اين دست، حميد رسايي و کامران غضنفري، دو نماينده مجلس، با اظهاراتي جنجالي سوژه رسانهها شدند. رسايي گفت: »ردپاي اسرائيل در پرونده حادثه هليکوپتر قابل انکار نيست. اتهامات نسبت به مسئولان جمهوري آذربايجان هنوز رفع نشده است.«
غضنفري اما فراتر رفت و مدعي شد: »ابراهيم رئيسي در همکاري بين آمريکا، اسرائيل و جمهوري آذربايجان به شهادت رسيده، اما مصلحت نميدانند اعلام کنند.« او به طعنه گفت: »فوت رئيسي را به يک توده ابر نسبت ميدهند، عجب ابر متراکم هوشمندي!«در مقابل، رسول سناييراد، معاون سياسي دفتر عقيدتي سياسي فرماندهي معظم کل قوا، در روزنامه جوان به شدت از طرح اين فرضيهها انتقاد کرد و نوشت: «تأسفبارتر اينکه بعضي از اين کنشگران با ادعاي انقلابيگري، به شبههآفريني و تشکيک در روايت دستگاههاي رسمي ميپردازند.« وي کساني که فرماندهان نيروهاي مسلح را متهم به ترس و محافظهکاري ميکنند، »خادمان به رژيم صهيونيستي« توصيف کرد و گفت: »اين ادعا همان طرح دشمن براي القاي ضعف نظام است.«
خبرگزاري فارس نيز به نقل از يک منبع آگاه امنيتي نوشت: »پرونده سقوط به صورت کامل تکميل شده. گروه پروازي تمام پروتکلها را رعايت کرده بودند. بالگردها به دليل سيستم مکانيکي، امکان هک نداشتند. هيچ نشانهاي از عوامل شيميايي يافت نشد و حدود 30 هزار نفر پس از حادثه آناليز امنيتي شدند که هيچ عامل مشکوکي شناسايي نشد.«
به گزارش عصرآذربايجان به نقل از خبرآنلاين،در ميان اين همه روايتهاي متفاوت، آنچه مسلم است، پابرجا بودن روايت رسمي ستاد کل نيروهاي مسلح از سانحه بالگرد رئيسجمهور است؛ اين تناقض گويي ها در حالي ادامه مييابد که مقامات ارشد نظامي و امنيتي کشور بارها تاکيد کردهاند که طرح چنين ادعاهايي بدون سند و مدرک معتبر، نه تنها کمکي به کشف حقيقت نميکند، بلکه خواسته يا ناخواسته خوراک رسانهاي به دشمنان نظام ميدهد.
با اين حال، تکرار برخي روايتهايي که هيچ سند معتبري ندارد ادامه دارد.